قهرمان ميرزا عين السلطنه
1221
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
اسباب ديگرى فراهم بيايد كه از اين گرفتاريها آسوده شويم . دوشنبه پنجم - اين دو سه روزه حسابها الحمد لله كمى اصلاح شد . هرطور هست فردا را انشاء الله عازم هستيم . نواب عاليه دو شب بود اينجا بودند . خيلى او دلتنگ است . صيغهاى كه در اينجا حضرت و الا گرفته بودند جواب داده گويا چندان محبوبه واقع نشده بود . هوا ديروز و امروز باز ابر كرده . حركت به طهران سهشنبه ششم ذيقعده ، نهم نوروز - صبح بسيار زود از خواب برخاسته چاى خورده ، حضرت و الا در باغ تشريف داشتند . مه شديدى آمده هوا را تاريك كرده مثل زمستان . اين شكل قزوين را ديگر نديده بوديم . هر دقيقه يك هوا است . در حقيقت بدترين شهرهاى ايران است . يك ساعت و نيم از آفتاب بالا آمده از در « اقرقاپى » « 1 » سوار شده از دروازهء پنبهريسه به سلامتى بيرون آمديم . باغستانها را آب انداخته بودند . در جاده همهجا آب بود ، گلآلوده و كثيف . از شريفآباد گذشته مه رفت و آفتاب گرمى شد . يك ساعت و نيم قبل از ظهر وارد حصار شديم . بالاخانهاى دارد ازبس چكه كرده زمينش گل است . منزل سه فرسنگ بود . آفتاب گرم كرده . همراهان از اين قرار است كه به اسم مىنويسم : همراهان نصر الله خان فراشباشى - ميرزا نصر الله خان مستوفى - جمشيد بيك تحويلدار - على مردان خان ميرآخور - ميرزا حسين خان صندوقدار - آقا حسين ناظر - ميرزا مهدى خان - محمد حسن بيك ايضا پيشخدمت - حسن خان و ابو القاسم خان ايضا - قربانعلى ايضا - اسد الله بيك ايضا - على خان فراش خلوت - هومان خان [ و ] حسن خان ايضا - قربانعلى ايضا - ايمان آقا آبدار - عباس قهوهچى - شاگرد آبدار - غلامعلى و حسن جلودار - نايب اسمعيل - نايب اكبر - عبد العلى خان - جهانگير - نايب مهدى - هشت نفر فراش - آشپز - شاگرد آشپز و غيره و غيره نوكرهاى من همان اشخاص سابق الذكر [ ند ] مگر چنگيز كاكا پسر عباس بيك مرحوم برادر فساد [ كه ] علاوه شده . دو گارى و سى رأس قاطر كرايه و دوازده رأس قاطر شخصى حمل بنه مىكند . دو گارى هم نوكرها گرفتهاند .
--> ( 1 ) - اقرقاپى - تركى است به معناى در مخفى ( مسعود سالور ) .